عكس هاي برتر مسابقه داروين

موزه هورنيمن با همكاري موزه حيات وحش انگلستان به مناسبت دويستمين سالگرد تولد چارلز داروين يك نمايشگاه عكس از حيات وحش را برپا كرده و در كنار اين نمايشگاه يك مسابقه عكس تحت عنوان داروين200 را برگزار كرده است. اين نمايشگاه عكس حيات وحش از روز جمعه 20 نوامبر2009 در موزه هورنيمن در فورست هيل لندن افتتاح شده و تا روز يكشنبه 11 آوريل 2010 ادامه خواهد داشت. نگاهي به 10 عكس برتر مسابقه داروين. 30 ابان 88 . منبع: بي بي سي. گزارش : بهرام افتخاري.

سيمون رابرتز در بخش اكتشاف و تحقيق طبيعت براي عكس اين قورباغه كه روي يك شاخه پوشيده از جلبك نشسته برنده اعلام شد.

در مسابقه عكاسي موزه هورنيمن ريچارد هاتچينسون براي عكس جالب اين كروكوديل ماهي مورد تقدير قرار گرفت.

تصوير يك عنكبوت نر باغي با جثه كوچك كه با بي‌احتياطي به يك عنكبوت ماده نزديك شده و لحظاتي بعد طعمه عنكبوت ماده مي‌شود. مايكل هين بابت گرفتن اين عكس برنده جايزه اين بخش شد.

دكتر سوزان مك چيني عكس اين اورانگوتان را كه در جزيره بورنئو و در جريان تحقيقاتش تهيه كرده بود و به كنكور عكاسي موزه هورنيمن ارسال كرد.

 
ادامه نوشته

گواهی شرکت در همایش

با سلام

از همکارانی که گواهی شرکت در همایش زیست شناسی که با حضور آقای کرام الدینی سردبیر نشریه رشد برگزار شد را دریافت ننموده اند تقاضا می شود جهت دریافت گواهی مربوطه به گروه های آموزشی متوسطه مراجعه فرمایند.      با تشکر

                                                                                                 

درخت اعجازآمیز

 

گزارش خبرگزاری کلمبیا این درخت در اعماق آمریکای جنوبی و در اعماق جنگل آمازون کشف شده اما چندین سال خبر آن تحت نفوذ آژانسهای امنیتی غربی به جایی مخابره نشد اما سرانجام دو محقق ماجراجو توانستند از سد حصار استحفاظی آنجا عبور کرده و از درخت مذبور عکسبرداری کنند و خبر آن را در جراید منتشر نمایند. نیمی از این درخت در هوا معلق و بر روی تنۀ آن نام الله منقوش است. دو محقق نام برده بعد از دیدن این معجزه مسلمان شدند.

 

منبع:کرمان ناحیه ۱

معماي قرمز شدن رنگ برگ درختان در پاييز

مطلب زیر توسط سرکار خانم مغفوری در اختیار گروه زیست شناسی قرار گرفته است با تشکر از ایشان

 

تحقيقات جديد دانشمندان نشان مي‌دهد رنگ قرمز برگ درختان در فصل پاييز ناشي از پيدايش ماده‌اي است كه در توت فرنگي، سيب سرخ و آلو نيز سبب جلوه رنگ قرمز در آنها مي‌شود.
به گزارش سايت اينترنتي "لايو ساينس"، محققان از سالها پيش موفق به شناسايي مولكولهايي شده بودند كه سبب پيدايش رنگ زرد و نارنجي در برگ گياهان در فصل پاييز مي‌شود، اما علت قرمز شدن برخي برگها همچنان به شكل يك معما باقي مانده بود.

با آغاز فصل پاييز، كاهش دما و كوتاه شدن طول روزها، فرايند توليد ماده سبزرنگ " كلروفيل" در برگها متوقف مي‌شود. كلروفيل ماده‌اي است كه گياه از آن براي جذب نور خورشيد و توليد انرژي استفاده مي‌كند و از آنجا كه اين ماده در برابر سرما آسيب‌پذير است، با كاهش دما در پاييز توليد آن نيز در گياه متوقف مي‌شود.
هنگامي كه با حذف كلروفيل رنگ سبز برگها از بين مي‌رود، رنگهاي زرد و نارنجي در آنها ظاهر مي‌شود. بر خلاف تصور عموم، رنگ زرد پيش از اين زمان نيز در برگها وجود داشته، اما سبز بودن برگها مانع از رويت آن مي‌شده است.
رنگهاي زرد و نارنجي به علت وجود ماده‌اي به نام "كارتنويد" (‪ (Carotenoidدر برگها بوجود مي‌آيد كه رنگ نارنجي هويج نيز به علت وجود همين ماده‌است.
به گفته محققان سازمان جنگل‌باني آمريكا، رنگ قرمز برگ درختان در اثر پيدايش ماده‌اي ديگر به نام "انتوسيانينس"(‪ (Anthocyaninsدر برگهاست كه بر خلاف ماده نارجي رنگ "كارتنويد"، تنها در فصل پاييز در برگها بوجود مي‌آيد.

اين ماده كه سبب پيدايش رنگ قرمز در توت فرنگي، سيب سرخ و آلو نيز مي‌شود، در حقيقت مشابه يك ضدآفتاب عمل كرده و برگها را در برابر پرتوهاي مضر خورشيد محافظت مي‌كند و همچنين با خواصي مشابه ضد يخ، سلولهاي برگها را در برابر يخ زدگي محافظت مي‌كند و به علاوه داراي خواص آنتي‌اكسيدان نيز هست.

درختان معمولا ماده قرمز رنگ "انتوسيانينس" را در واكنش به شرايطي نظير يخ‌بندان، پرتوهاي فرابنفش، خشكسالي و همچنين شيوع قارچهاي گياهي توليد مي‌كنند.

از سوي ديگر، همين برگهاي قرمز مي‌توانند نشانه ناخوشي درخت نيز باشند. به طور مثال، قرمز شدن زودهنگام برگهاي يك درخت مثلا در ماه اوت و پيش از رسيدن پاييز، مي‌تواند نشانه ابتلاي درخت به بيماري‌هاي قارچي و يا زخمي شدن تنه آن باشد.

سوالي كه براي محققان وجود دارد اين است كه چرا گياهان درست زماني كه بايد خود را براي از دست دادن برگهايشان آماده كنند، انرژي مضاعفي را صرف توليد ماده قرمز رنگ "انتوسيانينس" در برگهايشان مي‌كنند.

به گفته "پال اسكابرگ" گياه‌شناس سازمان جنگل‌باني آمريكا، احتمالا گياهان تلاش مي‌كنند با توليد اين ماده قرمز رنگ، برگهاي خود را اندكي بيشتر حفظ كرده و پيش از برگريزان كامل، برخي مواد مورد نياز خود را با همين برگها بدست بياورند و از اين مواد براي رويش برگهاي جديد در فصل بهار استفاده كنند.

تهیه کننده: مریم مغفوری

 منبع:ایرنا

آیا از نظر قرآن بکرزایی ممکن است؟

بکرزائی در آئینه‌ی علم
تصور ولادت فرزند بدون دخالت پدر، اگر در گذشته باور کردنی نبوده اما امروز از نظر علوم زیستی ممکن است.امروزه با پیشرفت علم، بحثی مطرح شده، به نام «تولید مثل‌های غیرمزدوج». یعنی تولیدی که در آن فرد ماده، ظاهراً بدون تماس با فرد نر، بارور می‌شود. و شواهدی از این قبیل باروری‌ها را ذکر می‌نمایند. و نیز از نظر علمی نشان می‌دهند که در نوع انسان هم بعضی از زن‌ها ذوجنبتین ( دارای دو جنبه ) می‌باشند یعنی ساختمان درونی خاصی دارند که خود به تنهایی قادر به تولید فرد جدید می‌باشند، این ویژگی را در اصطلاح  «نرمادگی » و چنین زایشی را « بکرزایی » می‌گویند، که بیشتر، در زن‌ها بروز می‌کند. چنین زن‌هایی ممکن است علاوه بر داشتن غده‌های تناسلی مختلط، بعضی از صفات ظاهری مردها مانند موی صورت را نیز داشته باشند. همچنین افرادی دیده شده‌اند که در آن‌ها لزوماً « اسپرماتوژنزیس » همراه با « اوولاسیون » ‌و قاعدگی وجود داشته است.
بکرزائی در نوعی از حشرات مانند شته و بعضی از جانداران مانند ستاره‌ی دریایی و کرم ابریشم وجود دارد که بدون عمل لقاح رشد و نمو خود را شروع می‌کنند. و جانداران ذره‌ بینی، مانند: باکتری‌ها و ویروس‌ها تولید مثل بدون لقاح دارند. حتی « فیلدوکسرا و استاتریکس » می‌تواند تا 10 نسل بدون دخالت نر تولید مثل کند. قورباغه‌ها نیز می‌توانند، بکرزائی داشته باشند.
حتی برخی نویسندگان نام افرادی را ذکر کرده‌اند که بدون تماس با مرد، باردار شده‌اند: برای مثال: خانم «امی ماری جونز» فرزند بدون پدر به دنیا آورد. پزشکان بعد از آزمایشات به این نتیجه رسیداند که در خون دختر او ( مونیکا ) کوچکترین علامت یا اثر مرد خارجی وجود ندارد.
بکرزایی در میان حشرات و باکتری‌ها اثبات شده است و شاید در مورد انسان نیز اثبات شود.صاحب نظران می‌گویند: وجود شخص دو جنسی حقیقی، که دارای بافت‌های بیضه و تخمدان باشد می‌تواند بدون تماس، تولید مثل نماید، در حالی که در تاریخ بشر چنین افرادی به ندرت دیده می‌شوند و حالت عادی و طبیعی ندارند بلکه استثناء هستند.
زایمان حضرت مریم (س) بکرزایی یا معجزه در نگاه قرآن

موضوع باروری و بارداری حضرت مریم (س) از مسائل پر سر و صدا و پر گفتگوی تاریخ بشر است. نه تنها قرآن به مسئله‌ی باردار شدن حضرت مریم (س) بدون تماس با مردی اشاره کرده، کتاب انجیل نیز به این مسئله پرداخته و آن را معجزه‌ی الهی می‌داند. قرآن کریم در سوره‌ی مریم، به بیان داستان تولد حضرت عیسی(ع) پرداخته و می‌فرماید:

«ما روح خود (جبرئیل) را به سوی او فرستادیم تا به شکل بشری خوش اندام بر او نمایان شد. مریم گفت: اگر پرهیزگاری، من از تو به خدای رحمان پناه می‌برم. گفت: من فقط فرستاده‌ی پروردگار توام، برای اینکه به تو پسری پاکیزه ببخشم. گفت: چگونه مرا پسری باشد با آنکه دست بشری به من نرسیده و بدکار نبودم؟ گفت: فرمان چنین است. پروردگار تو گفته که آن بر من آسان است، تا او را نشانه‌ای برای مردم و رحمتی از جانب خویش قرار دهیم. پس حضرت مریم (س) حضرت عیسی (ع) را آبستن شد.»
آیه بیان گر آن است که حضرت عیسی (ع) از طریق معجزه‌ی الهی و قدرت ماوراء طبیعت به دنیا آمد، و طبیعت و امور عادی یا بکرزائی، در تولد حضرت عیسی (ع(  نقشی نداشته است.
تعبیر « َکَانَ أَمْراً مقْضِیّاً » اشاره به اراده‌ی خداوند، و قضا و قدر او دارد که حضرت عیسی(ع) متولد شوند و تعبیر « وَلِنَجْعَلَهُ آیَةً لِّلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّا »؛ « تا او را نشانه‌ای برای مردم و رحمتی از جانب خویش قرار دهیم.» نشانگر خارق العاده بودن تولد و معجزه بودن آن است. البته این مطلب بدان معنا نیست که عیسی بدون علت بوجود آمده است، بلکه علت وجودی او، مریم و روح الهی بود که در وی دمیده شد. هر چند برخی تلاش دارند تولد حضرت عیسی (ع) را « بکرزائی » بنامند؛ اما با ظاهر آیه سازگار نیست. 

تهیه کننده:فاطمه فتحی

منبع :

http://www.quransc.com/fa/node/856/print

http://www. daneshnameh.roshd.ir

انواع بکرزایی

مطلب زیر توسط سرکار خانم فاطمه فتحی تهیه و در اختیار گروه قرار داده شده است با تشکر از ایشان از سایر همکاران نیز تقاضا داریم که مطالب علمی خود را به گروه زیست شناسی تحویل دهند.   با تشکر

بکرزایی نادر (Exceptional) : در این جانداران به طور معمول تخمك های لقاح نیافته از بین می روند و تنها به صورت تصادفی یا استثنایی در تخمكی بکرزایی انجام می شود.
بکرزایی منظم (Regular) : در برخي گونه ها تخمك های لقاح نیافته بطور معمول از طریق بکرزایی نسل بعد را به وجود می آورند که به این نوع بکرزایی، فیزیولوژیک یا نرمال هم گفته می شود.
بکرزایی اختیاری (Facultative) : تخمك ها چه بارور شوند یا نشوند توانایی ایجاد فرد جدید را دارند اما در اثر بکرزایی فقط یک جنس به وجود می آید (Thelytoky). در چندین گونه از حشرات بکرزایی از نوع اختیاری می باشد و تخمك های بارور نشده تنها یک جنس را به وجود می آورند و جنس دیگر از تخم های لقاح یافته به وجود می آید. به عنوان مثال در زنبور عسل (Apis mellifica) همیشه جنس نر از طریق بکرزایی و جنس ماده از طریق جنسی به وجود می آید و تنها بر اساس میزان تغذیه، لارو به ملکه (بالغ از نظر جنسی) و کارگر (نابالغ از نظر جنسی) تبدیل می گردد. اگر ذخیره اسپرمی ملکه (اسپرماتوفرها) فرسوده باشد و یا اینکه ملکه جفت گیری انجام نداده باشد در آن صورت ملکه قادر به گذاشتن تخمك بارور نخواهد بود و تمامی فرزندان در جمعیت نر خواهد بود و یا در صورت نبود ملکه در آن جمعیت، ماده های کارگرها اقدام به تخم گذاری خواهند کرد و باز جمعیت نر خواهد بود. موقعیت مشابهی در حشره ساس سپری (Shield bug) دیده می شود و از تخمك های لقاح نیافته ماده ها(thelytoky) به وجود می آیند و در شپشک- شته تخم های لقاح نیافته هم به جنس نر و هم به جنس ماده می توانند تبدیل شوند (amphitoky or deutrotoky).
بکرزایی چرخه ای یا هتروژنی(cyclic or heterogeny): شكلي از زندگی می باشد که در آن بکرزایی و تولید مثل جنسی به تناوب صورت می گیرد. در کرم های روتیفر و کک آبی (water fleas) تخمك ها در صورت بارور شدن در طی زمستان به صورت غیر فعال باقی می مانند چنین تخمك هایی زرده بیشتر و اندازه بزرگتری نسبت به سایر تخمك ها و رشد و نمو آهسته تری دارند در مقابل تخمك هایی که در تابستان به تعداد زیاد تشکیل می شوند اندازه کوچک و رشد نمو سریع تری داشته و از طریق بکرزایی نسل بعد را به وجود می آورند. بکرزایی را میتوان بر اساس تعداد کروموزمهای سلول هاي حاصل نیز تقسیم کرد. در بکرزایی هاپلوئیدی (Haploid Parthenogenesi s)، زاده ها از تخمك های هاپلوئیدی به وجود می آیند نظیر زنبورهای نر که هاپلوئید می باشند اما کارگران و ملکه دیپلوئید می باشند. بکرزایی هاپلوئید همچنین در تعدادی از گیاهان گلدار نظیر سيب خاردار، تنباکو، برنج، ذرت و گندم دیده می شود.
بکرزایی دیپلوئیدی(Diploid Parthenogenesi s) به چندین روش به وجود می آید. اول اینکه ممکن است هسته تخمک های هاپلوئیدی با همدیگر یا با هسته جسم قطبی ثانویه می توانند ترکیب شوند و یا در صورت عدم انجام کامل میوز، تخمک های دیپلوئید به وجود آیند. بکرزایی دیپلوئیدی بسیار معمولتر از نوع هاپلوئیدی می باشد که در حشراتی نظیر gall wasp و کرمهای حلقوی و كرم كبد گوسفند و در گیاهان گلدار نظیر گل قاصدک دیده می شود.بکرزایی به غیر از نوع طبیعی به طریق مصنوعی نیز قابل انجام است این عمل در اکثر شاخه های جانوری نظیر دوزیستان و پستانداران قابل انجام می باشد. در روش مصنوعی به روش میتوان تخمک ها را وادار به تقسیم و رشد ونمو نمود. قرار دادن تخمک ها در محیط هایی با محلولهای نمكي هیپوتونیک و یا هیپرتونیک ، اسیدهای رقیق، مواد قليايي، سموم، مواد مخدر و یا با روش های فیزیکی نظیر تغییرات دمایی، تشعشع، شوک الکتریکی، اشعه ماورای بنفش و یا وارد کردن سوزن می توان انجام داد.
Gynogenesis: در این روش اسپرم وارد تخمک شده ولی بدون ترکیب پرونوکلئوس ها ، اسپرم دژنره شده و تخمک شروع به تکوین می نماید. این عمل را می توان به صورت تجربی در توتیای دریایی یا تخم های دوزیستان با ورود اسپرم به درون تخمك و از بین بردن هسته ي اسپرم از طریق تشعشع انجام داد و یا می توان با وارد کردن اسپرم سایر گونه ها به تخمک اما بدون ترکیب هسته ها نیز انجام داد.
Androgenesis: یا بکرزایی جنس نر که در آن زاده ها از طریق گامت های نر به وجود می آیند. آندروژنز مصنوعی در اسپرم توتیا، پستانداران و دوزیستان دیده می شود. این عمل را مي توان با نفوذ اسپرم به درون تخمک بدون هسته انجام داد.

آندروژنز مصنوعی در اسپرم موش از طریق ورود اسپرم به تخمک و

سپس حذف هسته تخمک از طریق مکش ، امکان پذیر شده است.

بکرزایی در زنبور عسل
معروف ترین جامعه از میان چهار نوع حشره ی " اجتماعی " _ موریانه ها ، مورچه ها ، زنبور های عسل و زنبور های بزرگ – به زنبور عسل تعلق دارد . جمعیتی از این زنبور ها شامل سه طبقه اجتماعی با ساختمان بدنی کاملا مشخص است که عبارتند از یک ملکه ، ده ها یا صد ها زنبور نر و حدود 20 تا 80 هزار زنبور کارگر . ملکه و نرهای بدون نیش بارورند و عمل اصلی آنها تولید مثل کردن است . کارگر ها که جثه ای کوچکتر دارند ، همگی ماده های عقیمند . کارگر ها لانه یا کندو را می سازند ، از کلونی در برابر زنبور های غریبه و دشمنان محافظت می کنند ، غذا جمع می آورند ، به ملکه و نر ها غذا می دهند و از نوزادان پرستاری می کنند .
هنگامی که جمعیت درون یک کندو.زیاد از حد شود ملکه ،چند زنبور نر و چندین هزار کارگر از کلونی جدا می شوند . این زنبور های مهاجر به طور موقت بر روی درخت یا جایگاه مناسب دیگری ساکن می شوند تاکندویی تازه یافت شود. درکندوی قبلی هم کارگرها ی باقیمانده به پرورش چند تخم ملکه درجایگاه های بزرگ و ویژه می پردازند . ازاین تخم ها،ملکه ای تازه پدید خواهد آمد . نخستین ملکه ای که از جایگاه خود خارج شود ،فورا" به جستجوی جایگاههای سایر ملکه ها می پردازد و بانیش زدن آنها را از پا درمی آورد . اگر اتفاقا" دو ملکه همزمان از جایگاه درآیند ،فورا" نبردی مرگ بار را آغاز می کنند ،تا آنکه فقط یکی از آنها باقی بماند . ملکه جوان و بی رقیب به زودی با یکی از نرها درمی آمیزد . ملکه درحین پرواز زفاف به هوامی رود و درآنجا میلیونها اسپرم دریافت می دارد . این اسپرمها درکیسه های واقع در درون شکم ذخیره می شوند . اسپرمهای دریافت شده از همین یک بار جفتگیری تاآخر دوره تخم گذاری ملکه ، باقی می مانند . درمیان تخم هایی که یکی یکی درجایگاه نهاده می شوند ،حتی دربدن ملکه ی جوان هم بعضی بارور نمی شوند . درملکه پیری که ذخیره اسپرم های خود را به پایان رسانده ،هیچکدام از تخم ها بارور نمی شوند و تخم های بارور نشده ،زنبورهای نررا می سازند . چنین رشد محروم از پدری راکه معمولا" درمیان حشرات اجتماعی فراوان است بکرزایی طبیعی گویند . تخم های بارور شده مبدل به ملکه ،یا زنبور های کارگر می شوند و این مسئله به نوع غذایی بستگی دارد که کارگرها به نوزاد تازه تشکیل شده می دهند . نوزادانی که باید مبدل به زنبور کارگر شوند،غذایی "معمولی "از دانه گرده گیاهان و عسل می خورند اما ملکه ها زمانی تشکیل می شوند که نوزادان باژله سلطنتی تغذیه شوند این غذا شامل دانه گرده ، عسل ، و مقدار نسبتا"زیادی ویتامین به ویژه اسید پانتوتنیک است . اما تا زمانی که ملکه اصلی سالم و باروری درکندو حضور داشته باشد ،ملکه های جدیدی پرورده نخواهند شد . اگر سرعت تخم گذاری ملکه از سرعت ساختن جایگاهها زیادتر باشد ،غذایی کمتر دریافت خواهد داشت . دراین صورت از سرعت تولید تخم کاسته می شود . برعکس ، اگر سرعت تخم گذاری اش کم باشد ، مراقبان، غذایی بیشتر دراختیارش می گذارند .

تهیه کننده :فاطمه فتحی

منبع:

بكرزايي مار و زنبور عسل - انجمن تخصصی ایران ویوا و راک استار

ادامه نوشته

داروخانه پروردگار

هویج حلقه شده شبیه چشم انسان است..مردمک و عنبیه و خط نوری که به چشم میرسد درست مانند چشم انسان میباشد.تحقیقات نشان میدهد که مصرف هویج باعث افزایش جریان خون در  عملکرد چشم میشود.
 
 
 
وقتی گوجه فرنگی رو از وسط دو نیم میکنید چها تا خونه میبینید که قرمزه و دقیقا مثلقلب هستش که اون هم قرمزه و چها تا بخش مجزا داره.تحقیقات نشون داده که گوجه فرنگی خون رو تصفیه میکنه...
 
 
 
حبه های انگور روی خوشه شبیه قلب هستش و هر دونه اون شبیه سلولهای خونی.امروزه تحقیقات نشون داده که انگور برای حیات قلب بسیار مفیده.
 
 

گردو شبیه مغز انسان میمونه .نیم کره راست و نیم کره چپ.قسمت بالای مغز و پایین مغز.حتی چین خوردگی های و پیچیدگی های اون هم شبیه نئو کورتکس میباشد.در حال حاضر میدانیم که گردو ۳۶ مرتبه نورونهای پیام رسان به مغز را گسترش میدهد.
 
 
 

تا حالا به لوبیا قرمز دقت کردین ..درسته ..شبیه کلیه انسان هستش ..تحقیقات نشون داده که لوبیا قرمز در بهبود عملکرد کلیه نقش بسزایی داره.
 
 
ساقه کرفس شبیه به استخوان است و این نوع از سبزیجات در استحکام استخوان بسیار موثر میباشد.استخوانها تشکیل شده از ۲۳٪ سدیم و کرقس هم ۲۳٪ سدیم داره.چنانچه در رژیم غذایی شما سدیم وجود نداره کرفس میتونه این کمبود رو جبران کنه. 
 
 

آوکادو و گلابی و بادمجان برای سلامت سرویکس و رحم درخانمها بسیار موثر میباشد.امروزه تحقیقات نشان میدهد که اگر خانمها در هفته یک عدد آوکادو مصرف نمایند هورمونهای آنها متعادل میشود و از بروز سرطان رحم جلوگیری میکند.جالبه که بدونید ۹ ماه از شکوفه کردن آوکادو تا رسیدن میوه آن طول میکشه..
 
ادامه نوشته